۱۳۹۰ دی ۳۰, جمعه

ابابیل و نجات مکه

امروز منزل یکی  از دوستان نشسته بودیم جاتون خالی دل گرفته بودیم به سیخ زدیم بخوریم این دوست ما گفت آشغال این دلهارو میدم به ابابیل خیلی دوست دارند . گفتم ابابیل چیه گفت مرغ  دریایی همونهایی که مکه را نجات دادند. گفتم من جای تو بودم زهر قاطی اینها میکردم میدادم به اینها بخورن .. ببین چه به روز ما اینها آوردن با این نجات دادن مکه .. بنده خدا قه قه زد زیر خنده..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر